فراخوان به اعتصاب سراسری معلمان در 5 اسفند
13 بهمن 1387, بوسيله ى اردوان
سالهاست، دغدغه ی اصلی ما وشما اجرای قانونی است که مسئولان بارها و بارها وعده داده بودند با اجرای کامل آن تبعیضها به حداقل رسیده و مشکلات معیشتی معلمان به طور جدی برطرف خواهد شد... در پاسخ به درخواست عمومی فرهنگیان ، حداد عادل رئیس مجلس هفتم در سال 83 ، از الزام دولت به ارسال طرح نظام هماهنگ پرداخت به مجلس ظرف دوماه سخن گفت !! البته در مهلت مذکور هیچ اتفاقی رخ نداد ... لازم به توضیح نیست که مهلت قانونی دولت به پایان رسید وباز هم آنچنان که انتظارآن می رفت از اجرای قانون خبری نشد . سال 87 رو به اتمام است و صحبت از برقراری نظام هماهنگ درسال 88 به میان آمده وباز هم وعده هایی دیگر ! ... تاخیر در اجرای قانون که از سال 85 تاکنون به صورت پی در پی صورت گرفته است اعتماد جامعه ی معلمان را نسبت به وعده ها و ادعاهای جدید به طور کامل از بین برده است .
۱ - شنبه 3/12/87 ضمن حضور در مدرسه و کلاس درس، فرصت زنگهای تفریح را مغتنم شمرده و با روشهای مختلف همکاران فرهنگی را در جریان برنامههای روزهای یکشنبه و دوشنبه 4و 5 اسفندماه قرار دهند.
2- روزیکشنبه 4/12/87 تمامی همکاران فرهنگی ضمن حضور در مدرسه و استقرار در راهروی مدارس و کمک به مدیران و معاونان محترم در حفظ نظم کلاسها، دلایل عدم تدریس خود را به اطلاع دانشآموزان و خانوادهی آنان خواهند رساند.
3- روز دوشنبه 5/12/87 به عنوان روز اعتصاب عمومی اعلام و فرهنگیان در این روز از حضور در مدرسه خودداری خواهند کرد.
ازهمکاران گرامی تقاضا داریم در انتشار مفاد این بیانیه از طریق اینترنت ، تکثیر بیانیه و پیامک نمودن روزهای اعتصاب برای اطلاع رسانی بیشتر به سایرین اقدام فرمايند.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 16  توسط فرانک
|
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت می روند ان کار دیگر می کنند
داشتم شعرهای حافظ رو نگاه می کردم که ناگهان به این شعر برخوردم واقعا شعر قشنگیه ولی قشنگ بودنش فقط به خاطر وزن و قافیه اش نیست بلکه به خاطر واقعیتی که درش وجود داره این شعر نشون می ده زمان حافظ هم مثله زمان ما ادم های دورو زیاد بودن البته در جامعه ای مثل جامعه ی فعلی ایران این یه چیزه عادیه چون اگه دورو نباشی کارت پیش نمیره من میدونم شما هم میدونید خیلی از ما وبلاگ نویسا که ظاهرا ادعای روشنفکری می کنیم چقدر مجبوریم تو زندگی روزمره مون رل بازی کنیم. علت این که یه مدت نمی نوشتم همین بود می خواستم این دو گانگی رو در خودم حل کنم .ممنون از این که به درد و دلم گوش کردید.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 13  توسط فرانک
|
چهار شنبه اخر سال (چهار شنبه سوري )
يكي از ايين هاي نوروزي امروز _كه بايستي اميزه اي از چند رسم متفاوت باشد_
مراسم چهار شنبه سوري است كه در برخي از شهر ها ان را چهار شنبه ي اخر سال مي گويند. درباره ي چهار شنبه در كتاب ها و سند هاي تا ريخي مطلبي يا اشاره اي نمي يابيم وتنها در اين قرن اخير , يا دقيق تر , در اين نيم قرن اخير است كه مقاله ها وپژوهش هاي متعددي در اين باره منتشر شده ويا در نوشته هاي مربوط به نوروز در اين باره پرداخته اند.
برگزاري چهار شنبه سوري , كه در همه ي شهر ها و روستا هاي ايران سراغ داريم,بدين صورت است كه شب اخرين چهار شنبه ي اخر سال(يعني نزديك غروب افتاب روز سه شنبه ),بيرون از خانه ,جلو در ,در فضايي مناسب , اتشي مي افروزند , واهل خانه ,زن ومرد وكودك از روي اتش مي پرند و با گفتن :زردي من از تو ,سرخي تو از من ,بيماري ها و نارا حتي ها ونگراني هاي سال كهنه را به اتش مي سپارند,تا سال نو را با اسودگي اغاز كنند.تا زماني كه از ظرف هاي سفالين چون ,كاسه و بشقاب و كوزه , در خانه استفاده مي شد ,پس از خانه تكاني ,كوزه كهنه اي از پشت بام خانه به كوچه مي انداختند,كوزه اي كه در ان اب و چند سكه ريخته بودند .اسفند دود كردن و اجيل خوردن ,فال گرفتن , فال گوش (در كوي وگذر به حرف عابران گوش دادن واز مضمون ان ها براي نيت خود تفال زدن.)و قاشق زني (معمولا زنان روي خود را مي پوشانند وبا قاشق,يا كليد به خانه ها در مي زنند , و صاحب خانه شيريني يا پول ويا ميوه در درون ظرف انها مي گذارد.)و نيز از باور ها ورسم هايي كه به ويژه در بين نو جوانان هنوز به كلي فراموش نشده است ,و اين رسم ها وباورها در شهر هاي مختلف با يكديگر متفاوتند.در برخي از شهر هاي اذربايجان چون اروميه ,اردبيل ,زنجان همه چهارشنبه هاي ماه اسفند هر يك نقش ونام معيني دارند,كه از جمله در منطقه ي زنجان بدين شرح است:نخستين چهار شنبه را موله گويند وبه شستن وتميز كردن فرش هاي خانه اختصاص دارد.
دومين چهار شنبه را سوله گويند,در اين روز به خريد وسيله ها و نيازمندي هاي عيد مي روند.سومين چهارشنبه را گوله گويند وبه خيس كردن و كاشتن گندم وعدس وغيره براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد.چهارمين واخرين چهارشنبه ي سال(چهارشنبه سوري )را كوله گويند,(كوله در تركي به معني كهنه و فرسوده است )در برخي از شهر هاي ايران ,از جمله ايلام(نوروز اباد),تويسركان,كاشان,زاهدان(قصبه مود) و…مراسم چهارشنبه سوري را اخرين چهار شنبه ي ماه صفر بر گزار مي كنند. و اخرين اتش نيز از رسم هاست .بنابر نوشته تذكره صفويه كرمان نيز ,چهارشنبه سوري در ماه صفر بوده است.در اصفهان چهار شنبه سوري را چهارشنبه سرخي نيز مي گويند.
ان چه كه چهار شنبه سوري را به جشن ها و ايين هاي كهن ايران پيوند مي زند, مي تواند بر گزاري رسم وجشني به نام سور باشد,در روز پنجه (خمسه مسترقه) باشد كه از ان تا سده ي چهارم, دوره ي سامانيان , اگاهي در دست است : صاحب تاريخ بخارا از برگزاري رسمي كه عادت قديم و با افروختن اتش در شب سوري ( پيش از نوروز ) همراه بوده خبر مي دهد :ان گاه امير سديد (منصور بن نوح) به سراي نشست ,هنوز سال تمام نشده بود كه چون شب سوري ,چنان كه عادت قديم است ,اتشي عظيم افروختند و پاره اي اتش بجست و سقف سراي در گرفت و ديگر باره جمله سراي بسوخت و…
امروز با رسميت يافتن تقويم مصوب 1304 , ديگر از جشن هاي پنجه ( كه درخوارزم ,اغاز سال ,و در پارس پايان سال بود) كمتر نشاني مي توان يافت . چهار شنبه سوري پايان ماه صفر نيز _ تا انجا كه اگاهي در دست است_ فراموش شده , وتنها با برگزاري مراسم چهار شنبه ي اخر سال يا چهار شنبه سوري , كه در بر دارنده ي رسم هايي از فرهنگ عامه است , مردم به پيشواز نوروز ميروند.اين ياداوري لازم است كه با وجود تكنولوژي هاي جديد خانه سازي , ايجاد مجموعه هاي مسكوني , اپارتمان نشيني,در دسترس نبودن, بوته وهيمه (به علت استفاده از گاز و برق به عنوان وسيله ي حرارتي ), در اختيار نداشتن كوزه و پشت بام و فضاي مناسب جلوي در خانه ,و دگرگوني هاي ديگر فرهنگي ,مراسم چهار شنبه سوري هنوز چهره ي نمادين خود را _با دشواري , به ويژه در شهرها و محله هاي سنتي _نگه داشته است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 22  توسط فرانک
|